پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
364
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بلافاصله دستور داده است براى عبرت ساير مأموران ، او را مقطوعالنسل سازند ؛ در نتيجه يكى از زنانش از او جدا شده و شوهر ديگرى كرده ؛ ولى زن ديگرش كه مسنتر بوده است به ميل خود زندگى را با او ادامه داده و اكنون نيز مثل خواهر و برادر در يك خانه زندگى مىكنند . بعد از اجراى مجازات ، چون معلوم شده كه اين تهمت صحت نداشته است ، شاه نسبت به او خيلى مهربانى كرده و دستور داده در مواظبتش بكوشند و چندين روز او را در اتاق دربسته و تاريك داخل خاكستر نگاهدارى كردهاند تا به كلى بهبود يافته است ، منتهى صدمهاى كه به او وارد شده ، البته به هيچوجه جبرانپذير نيست . شاه بعدا او را به مرتبهء عالىترى ارتقاء داد و او آنقدر خوب است كه ضمن تعريف از بدبختى خود اظهار مىداشت ، شاه از اطرافيان اطلاعات ناصحيح دريافت كرده بود و بعد از كشف حقيقت ، بيش از پيش محبت مىكند و وى نيز هر روز دست به دعا برمىدارد و از خداوند مىخواهد از عمرش كم كند و بر عمر شاه بيفزايد - تقريبا همهء اهالى مشرقزمين در مورد بدىهاى گذشته چنين هستند و آنها را زود فراموش مىكنند - من از اين طرز تفكر واقعا حيرت زده شدم ؛ زيرا اگر اينگونه بىعدالتى در حق من بشود ، يا بايد سر طرف را از تن جدا سازم و يا در اين آرزو بميرم . موقعى كه در اشرف بودم ، روزى شنيدم همين وزير ، كه تجربهاى در اين زمينه پيدا كرده است ، يكى از خدمتكاران خود را به اتهام تجاوز به يك دختر جوان به همين بليه دچار ساخته و روز بعد ، شخصا اين خدمتكار سيهروز را ديدم كه مريض و نالان از خانه بيرون مىرفت و ، چون وسيلهء ديگرى به جز خاكستر براى معالجه مورد استفاده قرار نمىگيرد و اين بدبخت نيز امكاناتى براى پرستارى از خود نداشت اگر تاكنون زنده مانده باشد ، واقعا معجزهاى اتفاق افتاده است . مطلب قابل توجه ديگر اينكه افرادى كه در بزرگى مقطوعالنسل مىشوند ، ريش خود را از دست نمىدهند . در حالى كه اگر در بچگى گرفتار اين مصيبت شوند ، اصلا ريش در نمىآورند . دوست من ، وزير مازندران ، نيز بعد از عقيم شدن ، ريش بور خود را حفظ كرده و در آن تغييرى پيدا نشده است . من اكنون مشغول تهيهء يك كتاب دستور زبان تركى هستم و اميدوارم به زودى آن را بتوانم تمام كنم « 1 » . . . . ديگر نمىدانم چه بنويسم و اميدوارم حوصلهء خواندن اين نامهء مفصل را داشته
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده به كتابهايى كه براى تنظيم اين دستور زبان مورد احتياج اوست ، اشاره مىكند . - م .